تبليغاتX
ثقلین
 
ثقلین
 
 
وبلاگ حجت الاسلام والمسلمین عبدالله عباسی آرانی
 

فصل چهارم : مطلق يا نسبى بودن اخلاق

يكى از مباحث مهم فلسفه اخلاق كه نتايج نظرى و عملى فراوانى دارد . مسأله اطلاق يا نسبيت اخلاق است . چراكه يكى از لوازم انشايى دانستن گذاره هاى اخلاقى پذيرش نسبيت در اخلاق است در اين مقال به اختصار در اين باره بحث مى شود .

معناى نسبيت

نسبيت در اخلاق به اين معناست كه هيچ يك از ارزش ها و اصول احكام اخلاقى ثابت نيستند و همه گزاره هاى اخلاقى به اختلاف زمان ، شرايط و نظر شخصى خاص يا همه افراد يا توافق جامعه قابل تغييرند .[1]

1 .  نسبيت گرايى

مهم ترين انواع نسبيت گرايى عبارتند از : نسبيت گرايى توصيفى ، 2 . نسبيت گرايى معرفت شناسى ، 3 . نسبيت گرايى هنجارى .


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 1:19  توسط عبد الله عباسی آرانی  | 

فصل سوم : ماهيت قضاياى اخلاقى در نظام اسلامى

1 . بيان اخبارى يا انشايى بودن قضاياى اخلاقى

يكى از مسائلى كه در حوزه اخلاق نظرى از وجوه مهم تمايز اخلاقى به شمار مى آيد ديدگاه مكاتب اخلاقى نسبت به ماهيت قضاياى اخلاقى است چنانكه برخى آن را سنگ بناى اختلافات شمرده و براساس آن به تقسيم بندى مكاتب پرداخته اند .[19]

در مورد ماهيت قضاياى اخلاقى دو ديدگاه عمده وجود دارد :

1 . جملات اخلاقى انشايى اند كه معتقدين به اين ديدگاه معروف به مكاتب غيرتوصيفى يا دستورى ناميده مى شوند .

2 . جملات اخلاقى اخبارى اند كه طرفداران اين ديدگاه به مكاتب توصيفى ناميده مى شوند كه عمده مكاتب جزو اين مكتب اند .

براى بررسى ماهيت قضاياى اخلاقى از لحاظ اخبار و انشاء بايد اركان مهم اين قضايا را مورد بررسى قرار داد . از آن جا كه قضايا از لحاظ منطقى داراى موضوع و محمول مى باشند بايد ديد كه هر يك از موضوع و محمول قضاياى اخلاقى جزء كدام دسته از مفاهيم محسوب مى شوند . اما قبل از آن بايد به انواع مفاهيم اشاره كرد :


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 0:39  توسط عبد الله عباسی آرانی  | 
دليل دوم : دروغ مصلحت آميز قبيح نيست

اگر افعال چون دروغگويى قبح ذاتى داشته باشد ، بايد در همه احوال و شرايط چنين ويژگى را دارا باشد . در حالى كه در اسلام اگر مصلحت مهمى چون نجات نبى يا امام معصوم از خطر دشمن متوقف بر دورغ گفتن باشد ، قبيح نيست .[1]

نقد و بررسى : محقق طوسى در جواب اين اشكال گويد : «يجوز ارتكاب اقل القبيحين» يعنى ارتكاب يكى از دو فعلى كه قبح كمترى دارد جايز است .[2]

توضيح : اين جا دو مطلب است يك قبح فاعلى و يك قبح فعلى مثلاً دروغگويى در فرض مذكور داراى قبح فعلى است و از اين جهت قبيح است ولى قبح فاعلى ندارد پس شايسته مدح است . يا اينكه مى توان گفت در اين جا يك فعل تحقق يافته...


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 0:26  توسط عبد الله عباسی آرانی  | 
 
  بالا